دلم گرفته...... - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
دلم گرفته......نمایش پیچیده ای است ادم بودنكوله پشتی ام را بر دوش میگیرم كه جایی برای خودش هم ندارد مسافرم همین نزدیكی ..به جایی كه شعور شعر هم نمی رسد از دلبستگی های تكراری این مترسكها به كلاغهای ته قصه از مترسكهایی كه عاشق كلاغها بودند و دلشان برای مزرعه می تپید ...!دلم گرفته همین .....دلم گرفته ا...
از لج تـو . . . از لج خـودم . . . - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازیمی نویسم ! از لج تـو . . . از لج خـودم . . . که حاضر نبودیم یک بار این ها را واقعی به هم بگوییم. . . ! 
من خــــاص نبودم ، فقط...... - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
یه روزیمیــــــــــرسه که جــــــــــایخالیــــــــــم روبا هیچ چیــــــــــز نمی تونی پــــــــــر کنی ....... من خــــاصنبودم ، فقط "عــشــقـــم"بــــی ریــــ ـــا بود
حتی خودت… - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
روزی دلت برای من تنگ خواهد شد روزی که در آغوش دیگری هستی اما کسی کنارت نیست حتی خودت…
چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاهسیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز  سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که...
چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
من بهتو خندیدم  چونکه می دانستم تو بهچه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی پدرماز پی تو تند دوید و نمیدانستی باغبان باغچه همسایه پدرپیر من است من بهتو خندیدم تا کهبا خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغضچشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و سیبدندان زده از دست من افتاد به خاک دل منگفت: برو چوننم...
تو خاص نیستی - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
اگه یه روز یکی با همه ی قلبش دوست داشت حواست باشه تو خاص نیستی اونه که آدم کمیابیه و در حال انقراض مواظبش باش . . .قدرشو بدون . . .
همانی که من دوستش داشتم - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
سلام محبوبه ی بی صبر و طاقتامیدوارم که حالت خوب و لبت خندان باشدو تمام بدی ها از خودت و روزگارت دور باشدنمیدانم که من را به یاد خواهی اورد یا نهولی هنوزهمان راهی که خودت فانوس هایش را بر افروخته   ای میروماما ...تنها!!!تو نیستی بببینی که چقدر بی همسفری سخت استهنوز هم احساسم مثل نور مهتاببرای شب های ...
باید ترک کنم - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
خداااااااااااااااااااااااااا - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
وقتـــﮯ عشــقـــــ را تقسیمـــــ کرבَنــــב - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
 בُنـــیــــــا... בُنــیـــاے ریــــاضـــﮯ استـــــ! وقتـــﮯ عشــقـــــ را تقسیمـــــ کرבَنــــב تــــو خــــارجـــــ "قسمتــ ــــــ ــ" مــלּ شــــבے  
خدافظ ...! - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
همیشه در حالی که...یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده! یه عالمه اشک توی چشماته! یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده... باید بگی : خب دیگه...  خدافظ ...!   
چــ ـــه با ارآده - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
 خواستے دیگـــر نبآشے ، آفریــــــــن ...چــ ـــه با ارآده لعنَت به دبســـــتانـــے که تو از درســ ـــهاش ،فقط تصمیــم کبــر ے را  آموختـــے 
اونـــیـ کـــه دنیــــایــ منــــهـــ ؛ - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
هیـــچـــ وقتـــــ از خـــدا نخــواستــمـــ ؛ همــــهــ ی دنیــــا مـــالــ مـــنـ بـــاشهـــ... فقـــط خــواستـــمــ... اونـــیـ کـــه دنیــــایــ منــــهـــ ؛ واســــــــه هیچــــکــــیـــ نبــــــاشــهــــ  
وقـتـی دلـت بـا مـن نـیـسـت - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
وقـتـی مـی گـویـم: دیـگـر بـه سـراغـم نـیـا ! فـکـر نـکـن کـه فـرامـوشـت کـرده ام ...یـا دیـگـر دوسـتـت نـدارم !نـه ...مـن فـقـط فـهـمـیـدم :وقـتـی دلـت بـا مـن نـیـسـت ؛بـودنـت مـشـکـلـی را حـل نـمـی کـنـد ،تـنـهـا دلـتـنـگـتـرم مـیـکـنـد ...!!! 
.نگاهم کن ای خوش نام بی دل... - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
دلم سخت از بی عدالتی چشمان بی فروغت گرفته .نگاهم کن ای خوش نام بی دل .نه اشتیاقم را پاسخ میدهی ،نه وجودم را انکار میکنی فقط هر بار که با شوق سلامت میکنم …یادت می افتد که روی از من بگیری و به دور دست های بی معنی خیره شوی ,خوب نگاهی هم به این سوی غبار گرفته عالم بیانداز .چیزی از عظمت روزهای مهربانیت ک...
زمـــــان ایستــــاده !!! - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
کــــوتاهی زمان را... وقتـــــی فهمیدم که... در کنــــــارت بودم... و طــــولانی بودن آن را... وقتــــی فهمیدم که... در انتــــظارت بودم ...حالا که دلتنــــگتم... زمـــــان ایستــــاده !!! 
مال غریبه - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
دیگه بهت فکر نمیکنم آخه میگن چشم داشتن به مال غریبه ها حرام است 
حتــــی همین قدر دور !!! - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
همین که هســـتی... همین که لابـــلای کلـــماتم... نفــــس میکشـی... راه میـــروی...در آغوشـــم میگـــیری... همین که پنـاه واژه هایـم شـده ای... همین که هنوز ســــایـه ات هسـت... همین که کلماتم از بی "تــو"یی... یتـیم نـشده اند کافیسـت... بـرای آرامـــــش این روزهایم بـــــــاش... حتــــی همین قدر دو...
پائیز - تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 16:18
 پائیز را به هیچ می انگارد دستی که دست های تو را دارد ...