خرید بک لینک

من بهتو خندیدم

 

چونکه می دانستم

 

تو بهچه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

 

پدرماز پی تو تند دوید

 

و نمیدانستی باغبان باغچه همسایه

 

پدرپیر من است

 

من بهتو خندیدم

 

تا کهبا خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

 

بغضچشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و

 

سیبدندان زده از دست من افتاد به خاک

 

دل منگفت: برو

 

چوننمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را

 

و منرفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام

 

حیرتو بغض تو تکرار کنان

 

می دهدآزارم

 

و مناندیشه کنان غرق در این پندارم

 

که چهمی شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

 

برچسب: نویسنده: fun تاريخ: دوشنبه 25 آذر 1392 ساعت: 16:18

صفحه بندی