خرید بک لینک
یک سینه حرف هست، ولی نقطهچین بس است
 
 
امشب دل و دمـاغ ندارم.... همین بس است
 
 
یک روز زخــــــــــــم خوردم یک عمر سوختم...
کو شوکران که چنین زندگی بس است...
 
 
 
مورم، سیاوشانه به آتش نکش مــــــرا
یک ذره آفتاب و کمی ذرهبین بس است
 
 
ظرف بلـــــــــور! روی لبت خندهای بپاش
نذری ندیده را دو خط دارچین بس است
 
 
ما را بــــــه تازیـــانـــــه نـوازش نکن عـــزیـــــز
که سوز زخم کهنهی افسار و زین بس است
 
 
از این به بعد عزیز شما باش و شانههات
ما را بــــــرای گریه سر آستین بس است...

برچسب: نویسنده: fun تاريخ: دوشنبه 25 آذر 1392 ساعت: 16:26

صفحه بندی