سرچشمه ی ابیات پر از تشویشم
آندم که به آغوش تو می اندیشم
در صفحه ی شطرنجی این عشق و جنون
با آمدنت ز هر طرف من کیشم
تا سرد شد آن دست نوازشگر تو
آن روز دگر داغ تر است از پیشم
چون کوه غرور هستم و اما امروز
در فکر تو و غریبه ای با خویشم
همچون پل بر پرتگه تند هوس
بر من شدی و غیر تو را درویشم
اینگونه تپش که دل به آغوش تو کرد
دیگر شده از مرز تحمل بیشم
چون زهر کنی بوسه ی خود بر شهزاد
من زنده به زهرم تو بزن این نیشم
برچسب:
نویسنده: fun